مصادره به مطلوب سلطنت

چرا صدا کردن شاه در خیابان فاقد اهمیت است؟

در میانهٔ اعتراض‌ها شنیدن نام یک خاندان سلطنتی از دل جمع ممکن است برای برخی تداعی‌کنندهٔ «آری به بازگشت شاه» یا حتا نوعی «رفراندومِ خیابانی» باشد. ولی پرسش اساسی این است که آیا فریادهای خیابانی در هر صورت می‌توانند منشأ اعطای مشروعیت سیاسی باشند؟ و حتا اگر فرض کنیم چنین فریادهایی نوعی سنجش فوری خواست عمومیند، آیا مدل مشروعیت در نظام سلطنتی ذاتاً تابع نظر مردم است؟

همه‌پرسی چیست؟

همه‌پرسی یا رفراندوم فرایندی رسمی و قانونی است. تعیین دقیق واجدان شرایط رأی، قواعد برگزاری، تضمین‌های آزادی گزینش، شمارش شفاف و نهادهای ناظر، اجزایی ضروریند که به همه‌پرسی معنا و به‌نتیجه‌اش ضمانت حقوقی می‌دهند. تجمع یا فریاد جمعی واجد این ساختارها نیست و از همین رو نمی‌تواند جایگزین آن شود. با این حال می‌توان فریاد نامی در میان تجمّع‌های مردمی را به مثابه هماهنگی جمعی و بیان نمادین حمایت درونی گروهی از افراد به یک خواست عمومی به شمار آورد.

مشروعیت در سلطنت

نظریه‌ها و سنّت‌های سیاسی مرتبط با پادشاهی، مشروعیت سلطنت را به منابعی غیر از ارادهٔ مردم مربوط می‌کنند: انتساب ماورایی یا دینی (حقّ الهی)، موروثیت تبار، یا منشاءهای سنّتی دیگر. در چنین چارچوبی، «ملکیّتِ مشروع» عمدتاً بر اقتدار غیرانتخابی استوار است؛ نه بر نتیجهٔ همه‌پرسی‌ها. بنابراین حتا اگر خیابان را به مثابه رفراندوم فرض کنیم نیز ساختار نظام سلطنتی اصولاً نتیجهٔ همه‌پرسی را به‌عنوان منبع مشروعیت قبول ندارد.

نمونهٔ تاریخی

در ایرانِ دورهٔ پهلوی می‌توان نشانه‌هایی از تلاش برای توجیه سلطنت با ارجاع به تاریخ باستان، نمایش محبوبیت نمادین و استفاده از سازوکارهای قانون اساسی مشروطه دید. این تلاش‌ها برای کسب مشروعیت نظام سلنطتی به وضوح نشان می‌دهد که اصولاً رأی و نظر مردم جایگاهی در پذیرش بنیادین مشروعیت سلطنت ندارند.

در وقایع معاصر نیز وقتی نام پهلوی در اعتراض‌ها فریاد زده می‌شود، گزارش‌ها و تحلیل‌ها هشدار می‌دهند که این فریادها بیش‌تر نماد امید یا جست‌وجوی رهبریند تا بیان ایده‌آل‌ها و تعیین سازوکار نهادی مشروعیت. چرا که اصولاً‌ نمی‌توان نهادهای غیر دموکراتیک را از طریق دموکراسی به رأی گذاشت.

جمع‌بندی

بنابراین صدا زدن نامِ شاه در خیابان در بهترین حالت نمایشی از استیصال یا آرزوی تغییر است؛ نه یک همه‌پرسی معتبر. و حتا اگر این صداها را به مثابه سنجشی خیابانی در نظر بگیریم، نظامِ سلطنتی به صورت تاریخی و نظری متکی به بنیان‌های دموکراتی چون همه‌پرسی‌ها یا تجمعات خیابانی نیست. پس ادعای معادل انگاری «فریادِ خیابانی» با «رفراندومِ مشروع برای اعادهٔ سلطنت» هم از نظر مفهومی و هم از منظر سازوکارهای نهادی بی‌معنی است.